شرط اول حيات اقتصادي ـ سياسي هر كشور، ‌استقلال و وجود نيروي انساني متعهد، متفكر و كاردان است. زيرا نيروي انساني لايق و كاردان مي‌تواند با استفاده از قدرت تصميم‌گيري و استقلال و برنامه‌ريزي خوب دولت، از عامل دوم؛ يعني منابع سرشار خدادادي از قبيل آب، خاك، جنگل، مرتع براي بهبود زندگي و رفاه مردم و جامعه بهره‌برداري كند. به عبارت ديگر تعادل اين دو عامل، شرط مطلوب و اساسي بهره‌وري بهينه  و تداوم حيات يك جامعه است.

كارشناسان منابع طبيعي نقش مهمي در ايجاد تعادل بين اين دو عامل دارند. زيرا از يك سو، عامل مهمي در حفظ و گسترش منابع طبيعي هستند و از سوي ديگر، نحوة استفاده و بهره‌برداري بهينه از اين منابع را مي‌دانند.هدف تربيت افرادي است كه بتوانند در زمينه مراتع وچراگاههاي طبيعي برنامه ريزي كنند، در اصلاح و احيا و بهره برداري اصولي از آنها نظارت كرده وطرف مشورت قرار گيرند، در جلوگيري از فرسايش آبي و فرسايش بادي و بيابان زدايي ارائه طريق و طراحي كنند، مديريت حوزه هاي آبخيز سدها را بپذيرند وبراي برنامه هاي حفاظت از آب و خاك تجربه كافي كسب نمايند. داوطلبان با توجه به ويژگي خاص رشته بايد از تندرستي كامل و روحيه قوي برخوردارباشند و همچنين در زمينه هاي اكولوژي، علوم زميني، آمار و رياضيات قوي باشند.

 براي مثال، فارغ‌التحصيلان گرايش مرتع و آبخيزداري مي‌توانند با برنامه‌ريزي‌هاي صحيح و نظارت بر حسن اجراي آنها و آموزش به منظور اصلاح و توسعه مراتع، جلوگيري از فرسايش آب و خاك و پر شدن مخازن سدها و تثبيت شن‌هاي روان، نقش بسيار مهمي در حفظ و گسترش منابع طبيعي از قبيل مرتع، آب و خاك داشته باشند.

در كل فارغ‌التحصيل توانمند اين رشته، فرصت‌هاي شغلي مناسبي در شركت‌هاي دولتي، خصوصي و نيمه‌خصوصي مرتبط با وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي، مؤسسه تحقيقات مرتع، مؤسسه تحقيقات خاك و حفاظت آبخيزداري، سازمان جنگل‌ها و شركت‌هاي مشاورة منابع طبيعي دارد.                                                 همچنین امكان ادامه تحصيل تا سطح كارشناسي ارشد بيابانزدايي و دكتري مرتعداري در كشور فراهم است

توانایی های لازم برای دانشجوی رشته مهندسی مرتع وابخیز داری:

  آيا مي‌شود پرنده‌ها را از روي كتاب شناخت يا با حيات‌وحش در فضاي دانشكده آشنا شد؟ بدون شك، چنين چيزي امكان‌پذير نيست. زيرا بوم‌شناسي به معناي خانه‌شناسي است؛ يعني بايستي به درون طبيعت رفت و از نزديك با اصول حاكم بر آن آشنا شد و معضلات و مشكلات زيست‌محيطي را در خود طبيعت شناخت و سپس در صدد ارائه راه حل برآمد. به همين دليل دانشجوي منابع طبيعي بايد به طبيعت علاقه‌مند باشد و با صبر و حوصله و تلاش و كوشش بسيار، رمز و راز حيات را از طبيعت بياموزد.علاقه و عشق به طبيعت و محيط‌زيست لازمة اين رشته است؛ زيرا بدون عشق نمي‌توان هفته‌ها در صحرا، جنگل، دشت يا تالاب براي بررسي رفتار يك حيوان يا پيدا كردن يك گونة خاص حيواني يا گياهي حضور داشت و بعضاً شرايط نامساعد جوي يا حشرات موذي مثل ساس، كنه، عقرب و ... را تحمل كرد.همچنين دانشجوي منابع طبيعي بايد از هوش و خلاقيت سرشاري برخوردار باشد تا بتواند مشكلات محيط‌زيست را به خوبي و به درستي ببيند و راه حلي براي آن مشكل بيابد. چون مشكلات زيست‌محيطي صبر نمي‌كنند تا ما هر زمان كه دلمان خواست به فكر چاره‌انديشي بيفتيم و امكان دارد يك مشكل در زماني كوتاه به يك فاجعه تبديل شود. در مورد توانمندي‌هاي لازم براي هر گرايش نيز بايد گفت كه دانشجوي محيط‌زيست بايد در زمينة صنعت، فرهنگ، سياست و اقتصاد اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد و بتواند درباره مسائل ياد شده ابراز عقيده كند. زيرا محيط‌زيست به دانشجوياني كه دروس را حفظ كنند،‌ نيازي ندارد. بلكه دانشجوياني بايد وارد اين رشته شوند كه براي مشكلات زيست‌محيطي پروژه و طرح ارائه داده و خود مجري طرح‌هايشان باشند. در گرايش مرتع و آبخيزداري نيز چون داراي دو جنبه مرتع و آبخيزداري است، دانشجوياني با علايق و توانمندي‌هاي متفاوت مي‌توانند جذب آن شوند.براي مثال، ما در اصلاح يك منطقه هم مي‌توانيم روي پوشش گياهي و هم روي مسائل فيزيكي، مثل ايجاد سدبندهاي كوچك بر روي آبراهه‌ها تأكيد داشته باشيم. در اين ميان، آنچه با پوشش گياهي ارتباط دارد به مرتع باز مي‌گردد و آبخيزداري بيشتر به مسائل آب و مسائل مكانيكي مثل سد، ارتباط دارد. از همين‌رو، دانشجوياني كه پس از فارغ‌التحصيلي مي‌خواهند در زمينه آبخيزداري فعاليت كنند، بايد در دروس فني مثل رياضي و فيزيك قوي‌تر باشند. بخش مرتع اين رشته نيز بيشتر به محيط‌زيست، شناخت گياهان مختلف و شناخت اكولوژي مرتبط مي‌شود.